خرید بک لینک
سال 70بود که تو پا به دنیای من گذاشتی دختری به زیبای قو و امروز باییستی در انتظار دیدن آناکارنینای خودم باشم و جوجه های امروزی چه حرفها در مورد عشق من می زنند اناکارنینای من مرا ببخش روزی خواهی فهمید که تو تمام هستی من بودی و من برای همین.... و آن روز شاید در راه باشد. می دانی این قدر از دوری تو نوش

برچسب: نویسنده: کارن عباسیان تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 13:40

نمی توانم مثل بقیه دخترها باشم این روزها مردم بد جور بد شده اند

این بار برای تو می نویسم

عزیزم دنیا دیگر دنیای قدیم نیست

مردم بد جور بد شده اند و تو باید برای حفظ خودت زیاد دروغ بگویی

و خودت را در چهره های مختلف پنهان کنی

این بهترین درسی است که می توانستم به تو بتو بدهم و تو ناراحت شدی

ناراحت نشو من هیچ گاه حقیقت نمی گویم

دروغ زیباترین حقیقت است

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم تیر ۱۳۹۵ساعت 23:40 توسط sam |

برچسب: نویسنده: کارن عباسیان تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 13:40

یوسف زیبای من به کنعان باز گشت آری بازگشت به خداوندی خدا باز گشت دیدی اشک ها و ناله هایم جواب داد یوسف من باز گشت و خدایا زیبا بود و شاید زیباتر از زیبا شده بود اما... چرا یوسف من یوسف من نبود و من گفتم انتظار برایش را دوست دارم و یوسف دیگر یوسف قدیم نبود زندان ظاهر از او چیز دیگری ساخته بود حیف آن

برچسب: نویسنده: کارن عباسیان تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 13:40

ي روزي فكر مي كردم بايد عاشق شوم

فكر مي كردم عشق مي تواند در يك لحظه رخ دهد و مدام به انتظار آن لحظه بودم

دريغا كه تمام لحظه ها را از دست دادم و لحظه ي ناب را لحظه لحظه از دست دادم

و امروز مي فهمم من يك عاشقم بي آن كه مي دانستم

من يك عاشقم

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم مهر ۱۳۹۵ساعت 14:54 توسط sam |

برچسب: نویسنده: کارن عباسیان تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 13:40

حالا که رفته ای
پرنده ای آمده است

در حوالی همین باغ روبرو

هیچ نمی خواهد،
فقط می گوید: کو کو ….
.
.
حالا که رفتهای / محمدرضا عبدالملکیان

+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم آبان ۱۳۹۵ساعت 23:17 توسط sam |

برچسب: نویسنده: کارن عباسیان تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 13:40

خسته ام نمی دانم دارم تاوان کدام گناه نکرده را پس می دهم

و نمی دانم به جبران این تاوان چه هیولایی خواهم شد

خدایا کمکم کن چرا آه من به اسمان نمی رود

و خدا می گوید مگر آهم کشیدی؟

و من هیچ ندارم برای گفتن

+ نوشته شده در سه شنبه نهم آذر ۱۳۹۵ساعت 10:45 توسط sam |

برچسب: نویسنده: کارن عباسیان تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 13:40

چقدر به من نزدیک است

آن قدری که خودم هم به خودم اینقدر نزدیک نبوده ام

دوست ندارم این نزدیکی را

مرا با خودم بیگانه می کند

و من او نمی خواهم شود

نه من او نمی خواهم شود

من دوست دارد خودش را

و می خواهد من من بماند

فراموش نخواهد کرد قانون طبیعت را من

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۶ساعت 10:21 توسط sam |

برچسب: نویسنده: کارن عباسیان تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 13:40

نمی دانم روزی دوباره بر میگردم یانه

اما امیدوارم اگر برگشتم از ته دل برگردم

و اگر ماندم از رفتنم پشیمان نباشم

من ان ندارم

من او ندارم

من تو دارم

کمکم کن نازی

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 11:32 توسط sam |

برچسب: نویسنده: کارن عباسیان تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 13:40

بی خیال

مرده شور من

گور بابای نوشتن

برچسب: نویسنده: کارن عباسیان تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 13:40

صفحه بندی