برچسب:
نویسنده: کارن عباسیان
این بار برای تو می نویسم
عزیزم دنیا دیگر دنیای قدیم نیست
مردم بد جور بد شده اند و تو باید برای حفظ خودت زیاد دروغ بگویی
و خودت را در چهره های مختلف پنهان کنی
این بهترین درسی است که می توانستم به تو بتو بدهم و تو ناراحت شدی
ناراحت نشو من هیچ گاه حقیقت نمی گویم
دروغ زیباترین حقیقت است
برچسب:
نویسنده: کارن عباسیان
برچسب:
نویسنده: کارن عباسیان
فكر مي كردم عشق مي تواند در يك لحظه رخ دهد و مدام به انتظار آن لحظه بودم
دريغا كه تمام لحظه ها را از دست دادم و لحظه ي ناب را لحظه لحظه از دست دادم
و امروز مي فهمم من يك عاشقم بي آن كه مي دانستم
من يك عاشقم
برچسب:
نویسنده: کارن عباسیان
در حوالی همین باغ روبرو
هیچ نمی خواهد،
فقط می گوید: کو کو ….
.
.
حالا که رفتهای / محمدرضا عبدالملکیان
برچسب:
نویسنده: کارن عباسیان
و نمی دانم به جبران این تاوان چه هیولایی خواهم شد
خدایا کمکم کن چرا آه من به اسمان نمی رود
و خدا می گوید مگر آهم کشیدی؟
و من هیچ ندارم برای گفتن
برچسب:
نویسنده: کارن عباسیان
آن قدری که خودم هم به خودم اینقدر نزدیک نبوده ام
دوست ندارم این نزدیکی را
مرا با خودم بیگانه می کند
و من او نمی خواهم شود
نه من او نمی خواهم شود
من دوست دارد خودش را
و می خواهد من من بماند
فراموش نخواهد کرد قانون طبیعت را من
برچسب:
نویسنده: کارن عباسیان
اما امیدوارم اگر برگشتم از ته دل برگردم
و اگر ماندم از رفتنم پشیمان نباشم
من ان ندارم
من او ندارم
من تو دارم
کمکم کن نازی
برچسب:
نویسنده: کارن عباسیان
مرده شور من
گور بابای نوشتن
برچسب:
نویسنده: کارن عباسیان